طزرجان
چهارشنبه گذشته که تعطیل بود به لطف یکی از دوستان همسر که کلید خونه ی خودشون تو ده رو به ما دادند تا از تعطیلات و آب و هوای خوش طزرجان که در نزدیکی یزد هست بهره ای ببریم . یه خونه قدیمی و مستهلک بود با حیاطی تقریبا کوچک که چندتا درخت میوه هم داشت امکانات رفاهی خاصی نداشت چون تازه خریداری شده هنوز تعمیراتی هم انجام نشده ولی برای ما که تو یزد فقط در و دیوار تماشا مینماییم بهشتی بود و البته برای باران و هومان ، نا گفته نمونه من شخصا در مناطق ییلاقی خونه های ویلایی نمی پسندم و به خونه های روستایی خیلی بیشتر علاقه دارم خلاصه اینکه حسابی خوش گذشت باران هم تا جا داشت تاب سواری کرد تابی که تشکیل شده بود از یک طناب بلند آویزان از درخت توت قطوری و هومان هم در هوای خنک اونجا همش مشغول لالا بود گاهی هم بیدار میشد و لبخند تحویلمون میداد و دوباره میخوابید . از میوه درختشون تناول کردیم البته با اجازه صاحب خانه و آقای همسر کمی کشاورزی کرد و برای درختان جوی آب درست کرد . دخترم درخت سنگ کاشت که امیدوارم بزودی شاهد قلوه سنگهاش باشیم . واقعا روحیه کودکانم شاد شد در این یک روز و اندی . اون شب من تا صبح خوب نخوابیدم به دو دلیل یک نداشتن بالشت کافی چون مجبور شدم بالشتم رو بین باران و هومان قرار بدم تا از له شدن احتمالی هومان جلوگیری کنم دوم اینکه سقف ترک بزرگی داشت و من به خیال خودم در حالت آماده باش بودم
یه عالمه عکسهای خوشکل گرفتم از بچه ها ، ای دریغا سیستم سالمی



طزرجان 
